skip to main
|
skip to sidebar
درباره هنر،عقده ها و جایی برای زنده ماندن رفاقت های دور و نزدیک
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه
تصاویری از رفقایم در آخرین راند ها
با شهرام چشمه نور در دارالقرآن عقیدتی، ساده انگاری ست اگر درباره اش از روی قیافه اش قضاوت کنی!
با شهرام غلامی در حیاط معاونت اجتماعی. یکی از همخدمتی هایی که گاهی از کارهایش آنقدر می خندنم و قه قهه می زنم که همه صورتم از اشک خیس می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
من و علاقه ها
بي برفي
بهاریه 95-بخش نخستین
۱۰ سال قبل
خاطرات و خطرات پاپتی
خانهی جدید
۱۲ سال قبل
خزعبلات عزیزاله خان
سلام سلام . همگی سلام. ای زندگی سلام.ای زندگی سلام!
۱۵ سال قبل
هر آنچه نوشته ام
▼
2009
(8)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(2)
▼
مهٔ
(3)
تصاویری از رفقایم در آخرین راند ها
تایپ نوشته های یک سرباز – راند پنجم
من،در آخرین راند های مسابقه
◄
آوریل
(1)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
2008
(23)
◄
دسامبر
(2)
◄
سپتامبر
(2)
◄
ژوئن
(3)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(7)
◄
فوریهٔ
(5)
درباره من
amir mahdiyan
متولد ششم فروردین ماه شصت و یک کرمانشاه -سالهای هجوم و گلوله و بمباران
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر